واسه وجدان عزادارم که هی میگه منفعلی مینویسم. بمونه به یادگار این روزهای بیقرار که خشم کهنه ی زنان وحشی که با گرگ ها میدوند داره صحنه گردانی میکنه تو تاریخ سیاسی این مملکت.
یاد گرفتم که ورای جنسیت تعقل کنم. سخت بود که از پوست دختری که آرزوی پسربودن داشته و زیر چادر زنانه، لباس پسرونه برتن و ذهن و عملش میکرده، بیام بیرون و خارج از عقده هاش با دنیا معاشرت کنم. معاشرت و دوستی با دوست های پسر، درک متقابل زندگیشون، رابطه ی احساسی برقرار کردن باهاشون، کمکم کرد که بفهمم خارج از بحث های فیزیولوژیکی چقدر شبیهیم و چقدر بدون داشتن انتظار و توقع نسبت به هم میتونیم قشنگتر زندگی کنیم.
یاد گرفتم ورای ملت و امت تعقل کنم. مرزهای سیاسی و اعتقادی نفرت می افکنه. این واقعیت انکارناپذیر رو با خوندن تاریخ بهش رسیدم. جهان وطنی موهوم نیس. جهان وطنی بازگشت به اصل و فطرت انسانی بشریته. چیزی که زندگی متمدن اونو به مرور ازمون گرفته. دنیا به سمت جهان وطنی معکوس میره. دهکده ی جهانی داره همرو یه شکل میکنه. این اون نیس. باید راجع بهش بیشتر بخونم. اینی که الان میگم حسی ه. همه ی جنگ ها اگه مذهب علیه مذهب نبوده، ملت علیه ملت که بوده. واسه همین به نظرم دعوی ملی گراها با اونا که پروژه ی جهانی کردن اسلام رو دارن یه اندازه مخرب و غیرانسانیه، ولی نمیدونم بشر الان رو چه جوری میشه عاری ازین دعواها تصور کرد.
یاد گرفتم ورای بشر و زیستش تعقل کنم. هستی انقدری تو ذهن ما تقلیل پیدا کرده به خودمون، که یادمون رفته که چقدر جزئیم تو کلش.
و با این ذهنیت به حال و روز این روزهامون که نگاه میکنم، نمیتونم اون آدم ده سال پیشم باشم. نمیتونم کف خیابون باشم. نمیتونم شعار بدم. هشتک بزنم. فعال سیاسی باشم. نه من منفعل نیستم. مگه کنشگری غیر از اینه که از اون روز اول #مهسا_امینی شالم دور گردنمه. مگه غیر از اینه که تو همین مدت دوتا خانم چادری رو سوار کردم و تا مقصد رسوندم و برای خودم دعای عاقبت بخیری ازشون خریدم. مگه غیر از اینه که نذاشتم حقم توی صف بنزین بوسیله ی گله ی موتورهای گارد ویژه خورده بشه. من کنشگر بودم که اون خانم خشمگین و معترض سیاسی تو نونوایی رو بغل کردم و تو گوشش گفتم که عصبانی نباشه. که من بدون حجاب کنارشم ولی حق نداره خارج از نوبت نون بگیره.
پسند نگران نباش. تو خسته نشدی. تو وا ندادی. تو کفشاتو آویزون نکردی. فقط داری ورای جوزدگی ها کنشگری میکنی. هشتک نزدی. استوری نذاشتی. دستگیر نشدی. ولی آگاهی. ولی خوندی. ولی میدونی. ایران امروز نه فقط، بلکه هستی امروز به آدم های اگاه بیشتر از چریک و فدایی احتیاج داره.
تو جبهه ی خودت همیجور سفت و محکم و شجاع باش.
بعداز ربع قرن...ما را در سایت بعداز ربع قرن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 14